أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

522

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مطبوخ ( جوشانده ) به كار برند . ( 1 ) . از ( هويج ) يونانى ، در كتاب‌هاى پزشكى شرق به معناى « ميوه » Daucus carota L . است ؛ ابن سينا ، 185 ؛ غافقى ، 244 ؛ ميمون ، 94 . اما ديوسكوريد را به عنوان Athamanta cretensis L . تعريف مىكنند ، غافقى ، 244 ؛ عيسى ، 21 26 . ( 2 ) . قوقولاوس . احتمالا تحريف يونانى است ، زيرا برطبق ديوسكوريد ( II ، 140 ) اين همان يعنى « هويج وحشى » است . نيز قس . III , Low ، 449 . ( 3 ) . دوقوس - . ( 4 ) . نهمنگ ( ؟ ) . II , Vullers ، 122 : منگ - دانه‌هاى سرخ شبيه نانخواه . ( 5 ) . نفثه . 443 . دود القرمز 1 حمزه گويد : پشم رنگ كرده را « كرميز » 2 گويند و مراد ايشان كرمى است در بلاد اذربيجان بر نوعى از درخت بيد ؛ اين بيد را « كرمج » 3 گويند . ابو ريحان گويد : سبب معرفت رنگ قرمز آن بود كه در شهر صور بر ساحل دريا سگى مىگشت ، ناگاه در آن موضع حلزونى ديد - هيئت حلزون و خاصيت او ذكر كرده‌ايم 4 - و آن حلزون را بخورد . بر دهان از رنگ حلزون اثرى باقى ماند . چون اهل صور او را بديدند از نيكويى آن رنگ تعجب كردند و از پس آن رنگ او را در استعمال آوردند . در كتاب اشكال اقاليم آورده است كه اردبيل قصبه‌اى است از ارمنيه و در آن قصبه رنگ قرمز بسيار باشد ؛ اهل آن موضع را عادت باشد كه پشم به او رنگ كنند 5 . بعضى گفته‌اند كه رنگ قرمز در شهر دون 6 باشد . ابو ريحان گويد در زعم من آن است كه رنگ قرمز كرمى است به شكل كرم پيله 7 ؛ چون مدتى برو بگذرد از لعاب خود به شكل كرم پيله بتند ، لون پيلهء او سرخ باشد . او را دودة الصباغين 8 هم گويند . از ديسقوريدس چنين حكايت كرده‌اند كه رنگ قرمز بر درخت بلوط بسيار باشد جز آنكه از جملهء انواع بلوط حاصل نشود بلكه نوعى خاص است از بلوط كه از او رنگ قرمز 9 حاصل شود . اين نوع بلوط را دانها 10 باشد به اندازهء [ دانهء ] عدس . درخت اين بلوط ميان نبات 11 و درخت باشد به هيئت يعنى درخت بزرگ با ساق نباشد چنان‌كه بعضى از درختان و در حد نبات نيز داخل نشود به آن سبب كه به مقدار و صورت از انواع نبات بزرگ‌تر باشد . رنگ قرمز از دانه او حاصل شود . اهل آن موضع 12 دانهء او را در وقتى كه برسد جمع كنند چنان‌كه حبوب ديگر را . [ ديسقوريدس ] گفته است از انواع او آنچه